تمدن کهنه باستان-اورارتو/پادشاهی اورارتورها

پادشاهی اورارتوها

دانشمندانی چون کارل فردریک لهمان-هاپوت باور داشت که مردم اورارتو خودشان را به دنباله روی از خدای خود خالدی، خالدینی می‌نامیدند. گاهی تمدن نایری را که تمدن مردم «وان» در عصر آهن هست، با آنها دارای پیوند و یکسان می‌پندارند.

در سدهٔ ششم پیش از میلاد، پادشاهی اوراتویی با دودمان اَروَندی جایگزین شد. در سنگ نوشتهٔ سه زبانهٔ بیستون که ۵۲۱ سال پیش از میلاد به فرمان داریوش بزرگ پارسی کنده شده‌است، کشوری را که به زبان بابلی اورارتو نوشته‌اند، در پارسی باستان آرمینیا و در ایلامی هارمی نویا خوانده‌اند.

شوبریا بخشی از اتحاد اورارتویی بود که پس از زمانی به بخشی گفته می‌شد که در منطقه‌ای به نام آرمه یا اورمی قرار داشت که برخی از دانشمندان نامش را با نام آرمنیا و نام ارمنستان در پیوند دانسته‌اند. هرودوت تاریخدان یونانی آنان را آلارودیان نامیده و......

کلیک کنید(تجارت الکترونیک - تاریخ باستان - اشعار و جملات عاشقانه - زندگینامه - سینما )

_______________________________________________

اورارتو چیست؟

اورارتو نام تمدّنی است که در غرب آذربایجان امروز، شرق آناتولی و شمال کردستان کنونی و اطراف دریاچه وان و ارتفاعات ارمنستان وجود داشت و ساکنان آن جزو بخشی از نیاکان گرجی‌ها و ارمنی‌ها کنونی بوده‌اند و از حدود ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، تا ششصد پیش از میلاد بر منطقه حکمرانی داشتند.

اورارتوها (به ارمنی Ուրարտու -اورارتو به بابلی اوراشتو به آشوری مات اورارتو.، مترادف با آرارات یا پادشاهی وان (به ارمنی Վանի Թագավորություն و به اورارتویی Biai، Biainili) به زبان اورارتویی از زبان‌های هوری-اورارتویی سخن می‌گفتند، که نه سامی، نه هندواروپایی و نه آلتایی است.

 

ریشه لغوی نام و نژادشناسی اورارتو ها :


۱-قدیمی ترین مأخذی که در این زمینه به دست آمده از متون کتیبه*های آشوری به خط میخی است که در آن دولت مذکور، اورارتو نامیده شده است.

نام اورارتو به گونهٔ « اوراشتو » در متن بابلی کتیبهٔ داریوش در بیستون به چشم می خورد اما در متن پارسی آن به جای آن نام، از واژه « آرمینا » استفاده شده است که این خود، نشان*دهندهٔ یکی بودن ارمن*ها و اورارتویی*ها می*باشد.

به دیدِ نگارنده، واژهٔ اورارتو، از دو جزء «اور» به معنی «شهر» و «ارتو» برابر با «آرتا» و «ارد» اوستایی و پهلوی است که روی هم، معنای «شهر راستی و نظم» می دهد.


نامهای اورارتویی و به ویژه نام ایزدان آنها، به روشنی، ایرانی است که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود:

خُلد یا خالد = خُراد، خور. (نام ایزد)
ارد = ارت، ارد. (نام ایزد)
تیشبا = تیش*بغ، تیش*تر. (نام ایزد)
آرزاشکو (دژ) = ارزه، ارزاسپ

و نامهایی چون «تیرآریا» که نام شهربانویی اورارتویی بوده
و همچنین نام «منوئه» که یکی از پادشاهان زورمند اورارتو بوده است، همگی کاملاً ایرانی هستند.

از نظر نژادی مردم اورارتو، دنبالهٔ قوم هوریانِ بین النهرین شمالی بودند.

۲-نام اورارتو سرچشمه‌ای آشوری دارد: شاه آشوری به نام شاه شالمانسر (۱۲۶۳-۱۲۴۳ پیش از میلاد) کارزاری را گزارش کرده‌است که در آن سرزمین «اوروآتری» به زیر فرمان او درآمده بود.

از نوشتهٔ شالمانِسِر از اورارتو به نام یک منطقهٔ جغرافیایی نه یک پادشاهی یاد شده‌است و هشت سرزمین را درون اورارتو نام می‌برد. (در زمان لشکرکشی این سرزمین‌ها از هم جدا بوده‌اند) در آن زمان شاه اورارتو بیاینِلی بود (از نام او جای نام ارمنی «وان» برگرفته شده‌است).اما در پایان قرن نهم پیش از میلاد، ایشان نام پادشاهی یگانهٔ خود را "نائیری" گذاشته بودند. دانشمندان باور دارند که اورارتو گونهٔ اکدی نام آرارات در کتاب عهد عتیق می‌باشد. کوه‌های آرارات نیز در قلمرو باستانی اورارتو است که نزدیک به ۱۲۰ کیلومتر دورتر از شمال پایتخت پیشین اورارتو قرار گرفته‌اند. افزون بر این که آنها همان کوه‌های مشهور کتاب مقدس می‌باشند، نام آرارات نام یک پادشاهی در یرمیه‌است که میننی و اشکناز به آن اشاره کرده‌اند.

دانشمندانی چون کارل فردریک لهمان-هاپوت باور داشت که مردم اورارتو خودشان را به دنباله روی از خدای خود خالدی، خالدینی می‌نامیدند. گاهی تمدن نایری را که تمدن مردم «وان» در عصر آهن هست، با آنها دارای پیوند و یکسان می‌پندارند.

در سدهٔ ششم پیش از میلاد، پادشاهی اوراتویی با دودمان اَروَندی جایگزین شد. در سنگ نوشتهٔ سه زبانهٔ بیستون که ۵۲۱ سال پیش از میلاد به فرمان داریوش بزرگ پارسی کنده شده‌است، کشوری را که به زبان بابلی اورارتو نوشته‌اند، در پارسی باستان آرمینیا و در ایلامی هارمی نویا خوانده‌اند.

شوبریا بخشی از اتحاد اورارتویی بود که پس از زمانی به بخشی گفته می‌شد که در منطقه‌ای به نام آرمه یا اورمی قرار داشت که برخی از دانشمندان نامش را با نام آرمنیا و نام ارمنستان در پیوند دانسته‌اند. هرودوت تاریخدان یونانی آنان را آلارودیان نامیده و از آنان، جزء سپاهیان خشایارشاه در لشکرکشی به یونان نام می‌برد.

زبان اورارتو ها :

۱- اين زبان نه سامي است و نه هند اروپايي، بلكه زباني است نزديك به زبان اقوام ميتاني از خانواده زبان هاي قفقازي. تعدادي از اسامي شهرهاي اورارتو عبارت است از: سونيك، آفرنيك، گقاركونيك، آشدونيك و يزدنيك.
اسامي، آرارات، آيرارات، دوسبا، دارون، آرجيش و آخوريان ريشه اورارتوئي دارند.

۲-رگهٔ خاصی از زبان اورارتویی در زبان ارمنی وجود داشته و تاکنون نیز بخشی از آن حفظ شده است.
می انِ زبان اورارتویی و هوریایی خویشاوندی وجود داشته است اما نمیتوان آنها را یکی دانست. قواعد هر دو زبان یکی است

نکته مهم اینکه از روی آثار یافت شده در «توپراق-قلعه Toprak kala» که در نزدیکی شهر وان به دست آمده و به زبان اورارتویی است.
در سالهای ۱۸۹۳ و ۱۸۹۶ میلادی م. و. نیکولسکی M. V. Nikolski به تفسیر و ترجمهٔ کلیهٔ نوشته-های اورارتو که تا آن زمان در اراضی روسیه به دست آمده بود، پرداخت.

به سال ۱۹۰۰ میلادی مطالبی دربارهٔ متون اورارتو از طرف صندلچیان دانشمند ارمنی انتشار یافت. وی زبان اورارتو را از زبانهای هند و اروپایی [آریایی] برشمرد .

 

دين مردم اورارتو:

۱- بر روي صخره  وان سنگ نوشته اي از ايشبواي ني و فرزندش «منوآ» كشف گرديده است، كه اسامي خدايان اورارتو و نوع قرباني اي كه تقديم خدايان مي شد نوشته شده است. اورارتوها ۱۹ خدا داشتند كه بزرگترين خدايان، «خالدي» رب النوع آسمان، مهرباني، شجاعت و جنگ بود. معبد اصلي «خالدي» در موساسير در جنوب باختري درياچه اروميه قرار داشت. بر روي لوحه هاي برنزي درهاي قصر «سالمانا سار» پادشاه آشور تصوير معبد موساسير كه آشوريان آن را غارت مي كنند ديده مي شود. معبد بر روي سكويي ساخته شده و با سقفي شيرواني مانند با پيشاني مثلثي شكل كه در راس مثلث جسمي كوزه مانند قرار داشت. قسمت جلويي بام معبد بر روي شش ستون مدور استوار بود و بر روي آنها سپرهاي تزئيني نذري نصب شده بود. پادشاهان اورارتو چون در جنگي پيروز مي شدند به زيارت معبد خالدي مي رفتند و هدايايي تقديمش مي كردند و قرباني مي نمودند. همسر خالدي «باگبارتو» بود، «ته ايشبا» رب النوع آب، سيل و توفان بود. معبد اصلي «ته ايشبا» در شهر گومنو واقع شده بود كه تاكنون كشف نشده است. همسر او الهه «خوبا» بود. رب النوع آفتاب «شيويني» نام داشت و همسر او «توشيا» بود. معبد «توشيا» در شهر توشيا- پايتخت اورارتو- واقع شده بود.
رب النوع هاي مورد پرستش اورارتوها عبارت بودند از: رب النوع هاي خاك، دريا، آفتاب، كوهستان،صخره، راه، ماه و ستارگان. درخت مقدس نيز مورد پرستش آنان بود و در نقش هاي اورارتويي بسيار تكرار شده است.

۲- در بحث دین نیز، اقوام اورارتویی و هوری خدایان یکسانی داشته*اند:

«خدای اصلیهوری، «تشوبTisub» که با خدای اورارتویی «تایشه به Teishebe» و همچنین خدای اصلیهوری، «هه با Heba» با خدای اورارتویی «هوبا» دو به دو منطبق اند.

نکتهٔ مهم دیگر در فرهنگ و تمدن اورارتویی، حضور خدایان ایرانی در دین اورارتویی است.

در خدایان اورارتویی، جای نخست به «خالدی Haldi» که خدایی ایرانی است، تعلق دارد.

ایشان، «خالدی» را از ایرانیان ساکن شهر ایرانی مصیصر Mussasaier (موسایسر یا موصاصیر = یا موجسیر امروزی) آن هم پس از تصرف این شهر اقتباس کردند.

از سویی نام «باگبارتو Bagbarto» همسر خالدی نیز واژه ای ایرانی است که معنی آن همسر خداست در دین اورارتویی، خدا مجسمه، شکل یا تصویر نداشت بلکه آن را با مظهر یا نشانه ای، نمایش می دادند این نکته می تواند نشانه*ای از اقتباس از فرهنگ مذهبی اقوامی باشد که از سرزمین های شرقی به این منطقه وارد شده بودند.

نشانهٔ خدایی خالدی که در پیشاپیش سپاهیان حرکت داده می شد، یک نیزه بود.
چنین نشانه هایی در بالای بام پرستشگاه ها و در دو سوی دروازه آنجای داشت، نشانهٔ تندیس همسر خالدی به دست نیامده است.

ایده بی تصویر بودن خدا به ادیانِ نخستینِ هند و ایرانی گات ها و ریگ ودا می رسد.
در اورارتو «تشه با Tescheba» با گاو نر و خالدی با شیر در رابطه قرار داده می شد.
اورارتوییان برای پاره ای از خدایان کم اهمیت تصویرهایی داشتند.

ظاهراً کیش مردم اورارتو با کیش مردم آسیای مقدم قرابتی داشته است… دیگر از خدایان اورارتو که میشناسیم «آرد Ard» خدای مهر است.

معماری اورارتو ها :

معماری اورارتو ها

معماري اورارتو يكي از شاخص‌هاي اساسي اين تمدن بود كه معماري خاص داشت.باقيمانده بعضي از آنها در شمال کردستان، حکايت از پيشرفته بودن آن و تاثيرش بر معماري ماد و هخامنشي است. زبان اورارتو احتمالاً از زبانهاي هوراني بوده (که از زبان‌هاي مرده، قفقازي هستند) و نزديکترين زبان مدرن به آنها، زبان گرجي است.
سکوسازی و سنگ چينی در کوهپايه ها  پايه سنگی ـ بدنه خشت یا سنگ ـ ستون ها چوبی ـ که همين نوع معماری در دوره هخامنشيان با سنگ ساخته می شود. اورارتوها، باني و مبتكر صفه سازي بودند. آنها شهرها، دژها و كاخ هاي خود را بر روي صفه مي ساختند، شيوه كار آنها چنين بود كه سه سوي دامنه ارتفاعات را به وسيله سنگ هاي حجيم تراشيده شده محصور مي كردند، سپس حد فاصل ديوارهاي مزبور و دامنه كوه را پر مي نمودند، اين صفه از سطح زمين هاي اطراف مرتفع تر بود. براي مهاجمان دسترسي به آن مشكل و دفاع از صفه بخوبي ميسر بود. صفه سازي ابداع اورارتوهاست و پيش از آنها هيچ قومي از چنين شيوه اي براي شهرسازي استفاده نكرده است.
 

تاریخ اورارتو ها :

به لحاظ تاریخی، اورارتو بیشتر درگیر جنگ و جدال با آشور بوده است.

و قدرت اورارتو به آنجا رسید که در زمان پسر آرگیشتی، «سردوری»، در نیمهٔ سدهٔ هشتم پیش از میلاد، سخن از پیروزی*های نظامی علیه آشور و گسترش قلمرو دولت اورارتو تا مدیترانه و چیرگی بر راه*های مهم تجاری است

ضمناً طبق اسناد آشوری، میان اورارتو ها وکیمری ها، در پایان سدهٔ هشتم پیش در آسیای مقدم جنگ رخ داد

همهٔ این عوامل به علاوهٔ موقعیت جغرافیایی اورارتو در در غرب دریای مازندران، میان دریاچهٔ وان، دریاچهٔ ارومیه، دریچهٔ سوان، خم رود فرات تا اردبیل، و ارومیه در آذربایجان .. باعث شده بود تا هنر و دین ایرانی، هیتی و مصری، سوریه ای و آشوری و همچنین هنر سکایی با هنر اورارتویی در پیوند باشد.

تهاجم ایشپوعینی پادشاه اورارتو

قبل از سال - ۸۲۳ پ. م. - و به هنگام جنگ‌های داخلی آشور، ایشپوعینی پادشاه اورارتو به کرانه‌های دریاچه اورمیه آمد و پادشاهی گیلزان را به اورارتو ضمیمه کرد و ظاهراً شکست سختی به پادشاه منائی وارد کرد. در دههٔ دوم قرن نهم پ. م. به جای پادشاه منائی، شارسینا پسر مک تیارا فرمانروای پادشاهی پیرامون دریاچهٔ اورمیه بوده است.

تهاجمات مینوآ پادشاه اورارتو

دوران حکومت آداد نراری سوم با آغاز تهاجم مینوآ پادشاه اورارتو به پیرامون دریاچه اورمیه مصادف بود. به احتمال قوی سمیرامیس و آداد نراری سوم با مینوآ دوبار در مَنا  و پنج بار در خوبوشکیه در جنوب دریاچهٔ وان و یک بار در درّهٔ علیای فرات پیکار کردند.

سلمنسر چهارم جانشین آداد نراری سوم نیز از سال -۷۸۱ تا ۷۷۸ پ. م. - با اورارتو در جنگ بود، ولی ظاهراً کامیاب نگردید. در آن زمان اورارتو برای آشور خطری جدّی بشمار می‌رفت. حتا در پایان قرن نهم پ. م. اورارتوییان موساسیر را در بخش علیای زاب بزرگ اشغال کردند و مستقیماً مرکز خاک آشور را مورد تهدید قرار دادند و در آغاز قرن هشتم وارد قسمت علیای فرات گشتند. محتملا لشکرکشی‌ها کمتر از دو نبود. پادشاه اورارتو قلعه‌ای در خاک منا احداث یا احیا کرد و لوحی از وی در آنجا باقی است که حاکی از آن می‌باشد.

در اوضاع و احوال زندگی شرق قدیم عادهً ساختمان قلعه گواه بر آن بود که سرزمین مورد نظر مبدّل به حاکم نشین است. مع‌هذا در قرن‌های هشتم و نهم پ. م. در آشور و اورارتو هنوز رسم بود که حاکم یا جانشین پادشاه را برای حکومت بر ناحیه‌ای معین می‌کردند ولی پادشاهان محلّی را هم محفوظ و بر قرار می‌داشتند. ظاهراً چنین وضعی در عهد مینوآ در منا پیش آمد، زیرا از مدارکی که زین‌پس یاد می‌شود معلوم خواهد شد که دولت منائیامنائی کماکان وجود داشته است.

کلاهخود اورارتوها در موزه شاه عباسی

تهاجمات آرگشتی یکم پادشاه اورارتو

منا در زمان حکومت آرگیشتی یکم هنوز تابع اورارتو بود. طبق آنچه اصطلاحاً سالنامهٔ خورخور آرگیشتی یکم نامیده می‌شود وی در نقطه‌ای واقع در جنوب منا یعنی در همین سرزمین سه بار پیکار کرد و با لشکریان آشور تلاقی نمود و حتا وارد درّهٔ رود دیاله و نامار که منابع اورارتو بابیلو می‌خوانند شد. از جنگ آشور «علیه اورارتو و نامار» در فهرست مردان سال آشوری در ذیل وقایع سال - ۷۷۴ پ. م. یاد شده است. بنابر این در آن دوره منا هنوز در دست اورارتوییان بود زیرا ایشان در پارسوآ و نامار جنگ می‌کردند و ناگزیر می‌بایست در اراضی منا پایگاه داشته باشند. ضمناً این نکته را هم باید تذکر داد که سال‌نامه‌های آرگیشتی یکم پادشاه اورارتو تا آن تاریخ از انقیاد منائی سخنی در میان نیست.

بیشتر بدانیم:(آتش در دین میترا و زرتشت )

با این وجود اندکی بعد منا از اورارتو جدا شد. ظاهراً وحدت دولت و کشور منائیان که به تمام نواحی مجاور دریاچه اورمیه به استثنای کرانهٔ غربی و شمالی آن بسط یافته بود، در مبارزه با اورارتو استحکام و قوام یافت. دولت منا در برابر شاهان اورارتو مقاومت شدیدی ابراز داشت. برغم لشکرکشی‌های خانمان بر باد ده آرگیشتی یکم و دو لشکرکشی جانشین وی ساردوری دوم اورارتوییان دیگر نتوانستند منا را قطعاً مطیع و منقاد خویش سازند.

با این حال گاهی موفقیت‌های جزئی نصیب ایشان می‌شد. مثلاً در سال - ۷۷۵ پ. م. - آرگیشتی یکم موفق به تصرف بوشتو شد و در سال - ۷۷۱ پ. م. - نواحی چندی در مشرق دریاچهّ اورمیه  و در سال - ۷۶۸ پ. م. شهر شاهی شیمری خادیر (شاید همان شوردیره که در منابع آشوری آمده است باشد.) را مسخر کرد. اما این فتوحات آرگیشتی یکم موقتی بود و منجر به اشغال دایمی منا نگشت. ولی منا در پایان دوران آرگیشتی یکم کاملاً تابع اورارتو شد زیرا که ساردوری دوم پسر آرگیشتی یکم باری دیگر به نامار لشکر کشید. شاید نیرومندی مجدد منا با ضعف موقعیت اورارتو و تقویت آشور که مقارن با سلطنت تیگلت پیلسر سوم پادشاه آشور بود مربوط باشد. این پادشاه، چنانکه بعد شرح آن خواهد آمد، ظاهراًُ در طی نخستین لشکرکشی خویش علیه ماد با منا تماس عملیاتی داشت.

به نظر می‌رسد که ساردوری دوم در همان سال ناگزیر با منا - در خاک منا - پیکار کرد و چنانکه در سال‌نامه مذکور است پس از اشغال دژ داربو در کرانهٔ شرقی دریاچه اورمیه آن سرزمین را به خاک خویش منضم ساخت. بعد خواهیم دید که نفوذ منا به هر تقدیر در نقاط دور دست جنوب و محتملاً به ماوراء ناحیهٔ مسیر رود جغتو بسط یافته بوده است. و اینکه ساردوری دوم لشکرکشی به نامار رسماً لشکرکشی به منا خوانده شده نیز حاکی از همین موضوع است. لشکر کشی‌های اورارتوییان علیه منا بعدها بر اثر شکستی که از طرف تیگلت پیلسر سوم شاه آشور در سال - ۷۴۳ پ. م. - به اورارتوییان وارد آمد متوقف گشت.

 

پادشاهان اورارتو

پادشاهی اورارتوها


  • ایشپوئینی

ایشپوعینی پیشوای اورارتوییان، در خلال سال‌های -۸۲۳ تا ۸۲۷ پ. م. - که شامشی آداد پنجم سرگرم استقرار حکومتی واحد در سراسر خاک آشور بود از فرصت استفاده نمود و به کرانه‌های غربی دریاچه اورمیه (ماننا) یورش برد و پادشاهی گیلزان را به اورارتو منضم ساخت و ظاهراً شکست سختی به پادشاه ماننا وارد کرد.

  • مینوآ

مینوآ فرزند و جانشین ایشپوعینی پیشوای قبایل اورارتو. وی در دوران حکومت آداد نراری سوم پادشاه آشور به مستعمرات آشور یعنی سرزمین ماننا یورش برد. لشکرکشی مینوا به ماننا در پایان قرن نهم پیش از میلاد صورت گرفت و تعداد این لشکر کشی‌ها کمتر از دو نبود. پیشوای اورارتو قلعه‌ای در خاک ماننا احداث یا احیا کرد و لوحی از وی در آنجا باقی است که حاکی از آن می‌باشد

  • آرگیشتی یکم

آرگیشتی یکم (به زبان اورارتویی: آرگیشتیشه، به ارمنی: Արգիշտի) ششمین پادشاه کشور باستانی اورارتو در خاور آناتولی بود.

آرگیشتی یکم از سال - ۷۸۵ تا ۷۶۳ پیش از میلاد - فرمانروایی کرد و پایتختی که به نام اربونی بنیاد نهاد هم‌اکنون شهر ایروان، پایتخت کشور ارمنستان است.اما از مجموع اسناد بررسی شده چنین بر می‌‌آید که سال - ۷۷۴ پ. م. - با سال ششم جکومت آرگیشتی مطابق است و بنابر این وی در سال - ۷۷۹ پ. م. - به تخت سلطنت اورارتو جلوس کرد. شاید هم سال اول آرگیشتی طبق متن سال‌نامهٔ خورخور که محفوط مانده سال اول حکومت آرگیشتی نبوده و سال دوم باشد. بدین قرار دوران حکومت آرگیشتی یکم را باید از سال - ۷۸۰ تا ۷۵۸ پ. م. - دانست و به همهٔ ارقام سال‌های حکومت این پادشاه که ذکر شد واحدی افزود.

باز آموزی:(راز گشایی عید باستانی نوروز )

آرگیشتی پسر منوآس بود و کار پدرش در کشورگشایی را ادامه داد. وی بر آشور چیرگی یافت و شمال سوریه را نیز تصرف کرد و اورارتو را تبدیل به نیرومندترین کشور در دوران پس از هیتی‌ها در خاور نزدیک کرد.

از سوی شمال، آرگیشتی پادشاهی خود را تا دریاچه سوان گسترش داد و بیشتر نواحی دیائهی و دره آرارات را متصرف شد. آرگیشتی، دژ اربونی را در سال ۷۸۲ و دژ آرگیشتی‌خینیلی را در سال ۷۷۶ساخت.

  • ساردوری دوم

ساردوری دوم جانشین آرگیشتی یکم در دههٔ پنجم قرن هشتم بر تخت سلطنت کشور اورارتو جلوس نمود. در زمان وی سرزمین ماننا یا بحشی از اراضی دریاچه اورمیه بویژه قسمت شمالی آن تحت انقیاد شاهان اورارتو قرار داشت. به رغم لشکرکشی‌های خانمان بر بادده آرگیشتی یکم دو حملهٔ دیگر توسط ساردوری دوم انجام گرفت اما اورارتوییان دیگر نتوانستند سرزمین ماننا را کاملا و بطور قطع مطیع و منقاد خویش سازند.

  • روسای یکم

روسای نخست، شاه اورارتو، پسر و جانشین سردوری دوم بود که از سال ۷۳۵ تا ۷۱۴ پیش از میلاد پادشاهی کرد.

او که یک پادشاهی کاملا نابود شده را به ارث برده بود، تلاش می‌کند هرچه زودتر تا هنگامی که با آشوریان در صلح است و هنوز شلمانسر سوم، پادشاه تازه، درگیری‌هایش را آغاز نکرده‌است، سرزمینش را بازسازی کند. این درگیری‌ها در هنگامهٔ پادشاهی سارگون دوم (۷۲۲ تا ۷۰۵ پیش از میلاد) بیشتر هم می‌شود.

سارگون دوم در نخستین لشگرکشی‌اش به اورارتو، تمام تلاش‌های روسای نخست در آبادانی سرزمینش را روبه نیستی برد. این درگیری‌ها در سال ۷۱۴ پیش از میلاد و در هشتمین لشگرکشی سارگون دوم که در یادها هم مانده‌است، به اوج خود می‌رسد. جزئیات این نبرد در نامه‌ای که شاه برای خدای آشور می‌نویسد در دسترس است.

سارگون در آن به خوبی شرح می‌دهد که پس از یورش به یک بخش از این منطقه به چه گنجینه‌هایی دست یافت: یک تُن طلا، پنج تن نقره و هزاران شیء گران بهای دیگر. با وجود همهٔ این کامیابی‌ها، سارگون دوم هنوز احساس نمی‌کند که به یک پیروزی کامل دست یافته‌است؛ چرا که دژهای اورارتو را هنوز تصرف نکرده بود و تنها ویرانگر بخشی از این پادشاهی بود. هیچ یک از این جنگ‌ها نتوانست سلسله و یا سرزمین اورارتو را از میان بردارد. روسای نخست در جریان درگیری‌هایش با آشور (یا اندکی پس از آن) از دنیا می‌رود و پسرش Argishti II جانشین او می‌گردد.

از آیین مزدک بیشتر بدانیم

در سال ۷۱۴ پیش از میلاد، شاه آشور قدرت اورارو را درهم شکست و در نزدیکی کرانهٔ شرقی دریاچه ارومیه، از نزدیکی کوه سهند، اورارتویی‌ها را شکست داد و روسای اول، از سر ناامیدی خودکشی کرد. سارگون در روزگارنامهٔ خود با تمسخر می‌گوید: «دشنهٔ آهنین خود را در قلبش فرو برد، همچون یک خوک.»

  • روسای دوم

۱-پسر آرگیشتی دوم یکی از پادشاهان معروف اورارتو ها بود . اخیرا قلعه بسطام از نظر وسعت، سومین محوطه اورارتویی شناخته شده در دنیا بوده که قدمت ساخت این قلعه بر اساس کتیبه ای که از «روسای دوم»، یکی از پادشاهان اورارتویی کشف شده است بین سالهای 645 و685 قبل از میلاد است.

۲-روساي دوم ۶۸۵ - ۶۴۵ پيش از ميلاد آخرين پادشاه دوران اقتدار اورارتو بود. او در ناحيه بسطام شهرستان ماكو شهري به نام «روسا هينلي» ساخته است.

دژ بسطام

 

موقعیت استقرار اورارتو ها :

منشأ دولت اورارتو اطراف دریاچه وان (شمال شهر وان ،ترکیه ) بود و پایتخت آنان شهر توشپا در ساحل شرقی این دریاچه قرار داشت.

نمای داخلی یکی از سازه های توشپا در ترکیه

 

پایان پادشاهی اورارتو ها :

 آخرين پادشاهان اورارتو، «ساردوري سوم» و «روساي سوم» بودند. در ۵۸۵ پيش از ميلاد سپاهيان ماد، توشبا، پايتخت اورارتو را تسخير و ويران كردند و سلسله اورارتو منقرض شد.

سنگ نبشته های اورارتو ها :

از اورارتوها تعدادي سنگ نوشته در نقاط مختلف آذربايجان كشف گرديده است. تا پيش از سلطنت «ايشبواي ني» (۸۲۴ - ۸۱۰ پيش از ميلاد) سنگ نوشته هاي اورارتوئي  به خط و زبان آشوري بود. ولي هنگام سلطنت ايشبواي ني خط ميخي اورارتوئي ابداع شد و از آن پس از اين خط براي نوشتن سنگ نوشته ها استفاده كردند.
۱ - سنگ نوشته «كيلي شين» جنوب باختري اشنويه در جاده رواندوز از ايشبو اي ني.
۲ - سنگ نوشته «داش تپه» در ۱۹ كيلومتري باختر مياندوآب مربوط به عصر منوآ.
۳- سنگ نوشته «سقين دل» از ساردوري (۷۵۳ - ۷۳۵ پيش از ميلاد) در نزديك روستاي ورزخان از توابع شهرستان اهر.
۴ - سنگ نوشته رازليق - در ۱۲ كيلومتري شمال سراب از - آرگيشتي دوم (۷۱۳ - ۶۸۰ پيش از ميلاد)
۵ - سنگ نوشته نشتبان در دامنه كوه سبلان نزديك سراب از آرگيشتي دوم.
۶ - سنگ نوشته بسطام در بخش قره ضياءالدين از روساي دوم ۶۸۰ - ۶۴۶ پيش از ميلاد در بخشي از سنگ نوشته مزبور درباره ساختن شهر روسه يا روسا هينلي در بسطام چنين نوشته شده است:
«روسا پسر آرگيشتي اين معبد بلند را براي خالدي خداي برپا كرد، به نيروي خالدي، روسا پسر آرگيشتي سخن مي گويد. اين سرزمين خالي بود و چيزي در اينجا برپا نشده بود. همانطور كه خالدي به من فرمان داده است، من در اينجا بنا ساختم و اين شهر را روسا ناميدم...»
۷ - سنگ نوشته، قلاتگاه در ۱۲ كيلومتري اشنويه. اين سنگ نوشته در پايه ضلع جنوبي ديوار مخروبه استخر و آب انبار قلاتگاه قرار دارد.

سنگ نبشته اشنویه

سنگ نبشته رازلیق

اطلاعات تکمیلی :

بیشتر اطلاعات ما از تمدن اورارتو، از نوشته‌های آشوری است. قدرت اورارتو آنها را قادر به در اختیار گرفتن تجارت قفقاز و حوزه اطراف دریای خزر می‌کرده‌است. شهرهای اورارتو معماری خاص و شاهانه‌ای دارند که باقیمانده بعضی از آنها در شمال کردستان، حکایت از پیشرفته بودن آن و تأثیرش بر معماری ماد و هخامنشی می‌کند. زبان اورارتو احتمالاً از زبانهای «هورانی» بوده (که از زبانهای مرده، قفقازی هستند) و نزدیکترین زبان مدرن به آنها، زبان گرجی است.

بیشتر بدانیم:(زنان تاریخ ساز ایران)

پادشاهان اورارتو در زمان فترت آشور، با گسترش حوزه قدرت خود به شمال بین‌النهرین و شرق سوریه، عملاً نبض تجارت در منطقه آناتولی و بین‌النهرین را در دست گرفتند و قدرت گیری آنها تا حدی سبب کاهش قدرت امپراتوری مقتدر و جنگجوی «هیتی» در مرکز آناتولی شد. کلمه اورارتو، ریشه نام کوه آرارات است.

سلطنت اورارتو بعد از سالها جنگ و رقابت با آشور، بعد از حمله کیمری‌ها، در اثر حمله قوم ایرانی «سکاها» در قرن ششم قبل از میلاد، از بین رفت و باقیمانده آن، به زیر قدرت مادها در آمد.

دانش پژوهی‌ها نشان می‌دهد که گویش هوریانی به زبان اورارتویی شبیه‌است و زبان گوتی به عنوان زیرگروه زبان هوریانی شناخته شده که با زبان‌های مانا خویشاوند بودند و از زبان‌های شمال شرقی قفقازی هستند.

منبع:وبلاگ هواداران شهرستان سراب(لینک شده در لینک دوستان این وبلاگ)

کلیک کنید(تجارت الکترونیک - تاریخ باستان - اشعار و جملات عاشقانه - زندگینامه - سینما )

همچنین  ببینید   (مطالب مرتبط با موضوع شما)
------------------------------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ----------------------------------------------------------------------------------------- --------------------------------------------------------------------------------------