اشعار عاشقانه+شعر بوسه از فروغ فرخزاد
بوسه
در دو چشــمش گناه می خندید
بر رخــــش نور مـــــاه می خندید
در گــــــذرگاه آن لــــبان خــموش
شـــــعله یی بی پناه می خندید
شـــــرمـــناک و پر از نیازی گــنگ
با نگاهی که رنگ مستی داشت
در دو چشمش نگاه کردم و گفت
باید از عشـق ، حاصلی برداشت
سایه یی روی سایه یی خم شد
در نــهانــــگــــاه رازپـــرور شــــــب
نفســـــی روی گـــــونه یی لغــزید
بوسه یی شـــــعله زد میان دو لب
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت توسط Z.M
|